
بررسی بازی The Last of Us: Remastered
بازیهای زیادی عرضه میشوند، سر و صدا میکنند و شاید هم در آن برههی زمانی عرضه تا ماهها در موردشان صحبت شود، اما جاودان نمیمانند.
دسته بندی موبایل
۲۴ مهر 1403
4739
بازیهای زیادی عرضه میشوند، سر و صدا میکنند و شاید هم در آن برههی زمانی عرضه تا ماهها در موردشان صحبت شود، اما جاودان نمیمانند. تعداد بازیهایی که اسمشان به خاطر تعریف استانداردهای جدید و روایتی متفاوت و گیرا، در ذهن همگان میماند، زیاد نیست، چه بسا بازیهای انحصاری هم وجود دارند که نه تنها مورد علاقهی دارندگان آن پلتفرم خاص قرار میگیرند، بلکه نزد دیگر گیمرها هم محبوب هستند. The Last of Us یاآخرین از ما، یکی از بازیهایی است که شاید بتوان آن را در بالاترین رتبهی برترین بازیهای یک دههی اخیر دانست و غوغایی که به پا کرد نه تنها با گذشت زمان فروکش نکرد، بلکه به شکلی عجیب، بال و پر گرفت و ملکهی ذهن بسیاری از گیمرها شد. در ادامه، با بررسی نسخهی بازسازی شدهی The Last of Us برای پلیاستیشن 4 همراه باشید تا سفری دوباره را با جوئل و الی دوستداشتنی داشته باشیم. قبل از مطالعهی این بررسی، لازم میدانم چند نکته را در مورد نوشتار پیش روی شما توضیح بدم. بررسی یک بازی که بازسازی و به نوعی نسخهی ارتقا پیدا کردهی بازی اصلی است، کار راحتی نیست، چرا که برخی این دست بازیها را انجام دادند و از بیشتر المانهای آن آگاه هستند. به خاطر همین، شاید بازگویی بخشهایی مثل داستان، گیمپلی و به طور کل ویژگیهای پایهای بازی، برای این دست از افراد خستهکننده باشد. از طرفی، قشر جدیدی را پیش رو داریم که قبلا موفق به انجام این بازی به هر دلیلی نشدند و حالا قصد دارن در نسل جدید، نسخهی ارتقا داده شده را تجربه کنند. در بررسی پیش رو، سعی دارم تا هم به المانهای داستانی و همچنین تغییرات جدید بپردازم و هم اطلاعات جالب و خواندنی از روند ساخت بازی را که شاید حتی طرفداران اولیهی بازی هم از آنها تا حدودی بی اطلاع بودند، ارائه بدم تا صرفا این مطلب تکرار مکررات نباشد. در آخرین روزهای سال ۲۰۱۱، همهی گیمرها مثل هر سال شور و هیجان زیادی برای آغاز مراسم جالب VGAs داشتند تا نه فقط متوجه شوند چه بازیهایی در لیست برترینهای آن سال جای می گیرندِ، بلکه ببینند استودیوها و شرکتهای شاخص چه سورپرایزهایی برای آنها تدارک دیدهاند و چه بازیهایی را معرفی خواهند کرد. زمزمههایی قبل از این مراسم شده بود که استودیوی نام آشنای ناتی داگ، نمایشی خیرهکننده در این مراسم خواهد داشت. حتی قبل از این رویداد، تیزری را منتشر کرده بود که در آن یک فضای هرج و مرج و درگیریهای شهری بین مردم و پلیس ضد شورش نشان داده میشد. تیزری دیگر، تکههایی از مستند شبکهی BBC را در مورد یک بیماری بین مورچهها نشان میداد. این بیماری باعث میشد تا مورچهها ارادهی خود را از دست بدهند و شبیه به زامبیهای فیلمها و بازیهای ترسناک، اختیارشان به دست آن بیماری بیوفتد و خوی وحشیگری پیدا کنند. نمایش اصلی بازی که تریلری سینمایی ولی رندر شده بر روی کنسول پلیاستیشن 3 بود، آنقدر سر و صدا کرد و آنقدر مورد توجه قرار گرفت که تمام اخبار و رویدادهای آن سال در آن برههی زمانی به گوشهای رانده شدند و بسیاری چشمهایشان را به The Last of Us دوختند. موج بعدی ناتی داگ بسیار سنگینتر بود.
نمایش گیمپلی The Last of Us در کنفرانس سونی و رویداد E3 2012، به قدری زیبا و چشمنواز بود که مورد تحسین بسیاری قرار گرفت. بیشترین چیزی که در این نمایش خودنمایی میکرد، هوش مصنوعی پیشرفته و روند بازی بود که به شکل تعجببرانگیزی پایهریزی شده بود. هیدئو کوجیما، از کارگردانان شهیر صنعت بازیهای ویدیویی پس از این نمایش در اظهار نظر جنجالی عنوان کرد که چند سالی بود یک چنین بازی ندیده است و دوست دارد هر چه سریعتر این بازی به دستش برسد. آتسوشی اینابا، از بازیسازان مطرح دنیا که در استودیو پلاتونیوم گیمز مشغول به کار است، در مورد این نمایش این چنین گفت:
نمایش گیمپلی The Last of Us در کنفرانس سونی و رویداد E3 2012، به قدری زیبا و چشمنواز بود که مورد تحسین بسیاری قرار گرفت. بیشترین چیزی که در این نمایش خودنمایی میکرد، هوش مصنوعی پیشرفته و روند بازی بود که به شکل تعجببرانگیزی پایهریزی شده بود. هیدئو کوجیما، از کارگردانان شهیر صنعت بازیهای ویدیویی پس از این نمایش در اظهار نظر جنجالی عنوان کرد که چند سالی بود یک چنین بازی ندیده است و دوست دارد هر چه سریعتر این بازی به دستش برسد. آتسوشی اینابا، از بازیسازان مطرح دنیا که در استودیو پلاتونیوم گیمز مشغول به کار است، در مورد این نمایش این چنین گفت:
من هیچ ایدهای در مورد شیوهی کنترل شگفتانگیز شخصیتها در بازی ندارم، اما این نمایش و این روش کنترل خارقالعاده بود. ناتی داگ عالی ظاهر شده است.
استودیو ناتی داگ در منطقهی سانتامونیکا آمریکا، جایی است که برخی از نخبگان و چهرههای سرشناس و خلاق صنعت بازیسازی در آن جمع شدهاند تا به هر ایدهای، چه یک بازی پلتفرمر مانند کراش، چه ماجراجوییهای خطرناک با ته مایههای طنزی مثل آنچارتد و حالا ایدهی آخرالزمانی خشنی همچون The Last of Us، آنقدر روح قوی انتقال دهند و آنقدر خوب پیادهسازی کنند که انگار سالهای سال است یک چنین بازیهایی ساختند و دهها نسخه از آنها را منتشر کردهاند. راستش را بخواهید، هنوز باور نمیکنم استودیوی ناتی داگ توانسته با تلفیق ژانرهای مختلف، معجونی قوی به نام آخرین از مابسازد. تنها ژانری که تیم ناتی داگ در آن تجربهی غنی داشتند، اکشن ماجراجویی بود وآخرین از مااولین تجربهی آنها برای پیادهسازی فضای آخرالزمانی برپایهی سبک ترس و بقا بود.
تجربهی The Last of Us: Remastered، برای کسانی که این بازی را قبلا در کنسول پلیاستیشن 3 تجربه کردند، شاید الزامی نباشد، اما حالا که نسخهی بازسازی شده در پلیاستیشن 4 هم وجود دارد و آن گیمپلی و روند بازی قابل تکرار با کیفیتی بالاتر و ارائه شده است، مقداری آدم را به شک میاندازد. با این حال، توصیه میکنم اگر کنسول پلیاستیشن 4 دارید، حتما به سراغ این بازی بروید چرا که کاملا با یک بازی نسل هشتمی مواجه خواهید شد و اصلا شما را چه از نظر روایت داستانی، چه روند گیمپلی و حتی گرافیک نا امید نخواهد کرد.
تجربهی The Last of Us: Remastered، برای کسانی که این بازی را قبلا در کنسول پلیاستیشن 3 تجربه کردند، شاید الزامی نباشد، اما حالا که نسخهی بازسازی شده در پلیاستیشن 4 هم وجود دارد و آن گیمپلی و روند بازی قابل تکرار با کیفیتی بالاتر و ارائه شده است، مقداری آدم را به شک میاندازد. با این حال، توصیه میکنم اگر کنسول پلیاستیشن 4 دارید، حتما به سراغ این بازی بروید چرا که کاملا با یک بازی نسل هشتمی مواجه خواهید شد و اصلا شما را چه از نظر روایت داستانی، چه روند گیمپلی و حتی گرافیک نا امید نخواهد کرد.






